تفاوت مادیات ومعنویات
.jpg)
ادیان مختلف بصورت خرافی گونه، همیشه خواستار ملموس شدن مباحث معنوی در زندگی مادی بودهاند و دراین مسیر از هیچ تلاشی غافل نشدهاند و آگاهی نداشتن و تعصب بیدلیل مردم همیشه باعث خرسندی و خشنودی مبلغان مذهبی از بابت موفقیتهای بدست آمده در این زمینه گردیده است. شفا در دین مسیحیت تبلیغ میشود، هر روزه از کانالهای ماهواره شاهد پخش برنامههایی هستیم که یک مروج مسیحی، بر روی سن سالنی مملو از جمعیت، بدون وقفه و پشت سرهم هر نوع مرضی را شفا میدهد و سپس داد و بیداد "هل لویا" و درچهره شفا یافتگان و تماشاگران چیزی جزء بلاهت دیده نمیشود. در کشور خودمان صندوقهای صدقات با شعارهای گوناگون خودنمایی مینمایند."صدقه هفتاد نوع بلا را دفع میکند." "صدقه قبل از اینکه بدست مستحق برسد بدست خدا میرسد." امامزادهها و گنبد و بارگاهها نیز همین مصداق را دارند و چه بسیارند کسانی که برای گرفتن حاجت خویش به این اماکن پناه میبرند و هزاران نذر و نیاز مادی جهت دریافت عملی خارق العاده و غیرمنطقی از دیدگاه مادی( منظورم درخواست شفای مریض به شکل ناگهانی و بدون منطق مادی میباشد) و طی چند سال اخیر نیز شاهد موارد جدیدتر و نوینتری بودهایم. درختی که در ظهر عاشورا خون گریه کرد و هزاران غل و زنجیر و پارچه سبز جهت یافتن شفا بر این درخت آویزان گردید. گاوی که در ظهر عاشورا "یا حسین" گفت. دختری که قرآن به تن مالیدو میمون شد وهزاران نمونه دیگر
بایستی بین معنویات و مادیات مرز قائل شد، آنچه مادی است از قوانین تجربی و ماده تبعیت میکند و نمیتوان با دین و مذهب علاجی جهت مشکلی مادی یافت. خرافه را از فرهنگ و پس زمینههای ذهنی خویش باید دور بریزیم تا بتوانیم مثبت و اثربخش زندگی کنیم و هر روز بازیچه دست این و آن دیگری قرار نگیریم. تجاوز و تاختن با سلاح مذهب بر ذهن مردم این مرزوبوم چه زمان خاتمه خواهد یافت؟
معنویات، فعالیتهای مذهبی و عمل به دستورات اسلام میتواند سلامتی روحی و جسمی را برای شما به ارمغان بیاورد.
متن کل خبر : معنویت مرحله ای است که در آن معنا ، امید ، آسایش و آرامش درون را در می یابیم. بسیاری از افراد از طریق اعتقادات مذهبی به آن دست می یابند.
برخی آن را از هنر و ارتباط با طبیعت مثلا تماشای یک دریای آرام و زیبا دریافت می کنند.
و بالاخره گروهی هم آن را در روابط اجتماعی ، یا اصول و ارزش هایشان می یابند.
یکی از تاثیرات مهم معنویت در زندگی ، ارتقاء سلامت است. بی تردید همه می پذیریم که حفظ سلامت مستلزم تغذیه مناسب ، ورزش و استراحت کافی ، و پرهیز از عادات غلط مانند سیگار کشیدن است اما باورهاي ما نيز بر سلامت و طول عمرمان تاثير ميگذارد.
مطالعات نشان داده اند که گرايشات معنوي قوي و نگرش مثبت موجب ارتقاي سلامت ميشود و بيماراني كه گرايشهاي معنوي قوي دارند به بهبود خود از بسياري بيماريهاي مزمن مانند فشار خون بالا ، بيماري قلبي و بهبودی پس از جراحي كمك ميكنند.
همانطور که اشاره شد معنويت مرحلهاي است كه طي آن افراد ، معناي زندگي را درك ميكند. اين معنا چيزي فراتر از خودشان است. در واقع معنويت همان چيزي است كه آرامش و امنيت خاطر را فراهم ميكند.
اين احساسي است كه به واسطه آن خود را متصل به چيزي فراتر از خود، ميتوان يافت. منشا معنويت هر چه باشد فوائد گستردهاي بر سلامت افراد خواهد داشت.
افرادي با باورهاي مذهبي يا معنويت به واسطه بهره مندی از آرامش درونی کمتر به محركها پاسخ استرسی می دهند.
از طرفی سلامت روح و روان به ایجاد نگرش مثبت کمک می کند و این به نوبه خود احساس درد را كاهش ميدهد.
گفته می شود معنويت و رفتارهاي مذهبي با كند شدن روند بيماري آلزايمر ارتباط دارد.
همچنین طول عمر افرادی كه در برنامهها و فعاليتهاي مذهبي حضور دارند بيشتر است.
بر اساس مطالعات انجام شده باور های مذهبی قوی در افزایش توان جسمی كساني كه تحت عمل احياي قلب قرار ميگيرند نیز موثر است حتی تاثیر این باورها در ترک اعتیاد هم به اثبات رسیده است.
ارتباط معنویت با سلامت
شاید کسی دقیقا از چگونگی ارتباط معنویت با سلامت آگاه نباشد اما عقیده بر این است که بدن ، ذهن و روح با یکدیگر ارتباط دارند.
برخی تحقیقات نشان می دهد فاکتورهایی مانند باور های مثبت ، آسایش و توانمندی که از اعتقاد ات مذهبی ، مدیتیشن و دعا بدست می آیند ، اثر شفا بخش دارند و باعث بهبود می شوند.
ارتقاء سلامت روانی ممکن است بیماری را درمان نکند اما حس بهتری را در بیمار ایجاد کرده در رویارویی با بیماری و حتی مرگ به او کمک می کند.
در مورد ارتباط معنویت و سلامت ، دو نظريه کلی مطرح شده است. اولين مورد پاسخ تمدد اعصاب گفته ميشود.
مبني بر اين كه اگر بدن در حالت آرامش قرار گيرد ، ضربان قلب ، فشار خون و ميزان تنفس پايين ميآيد كه اين امر پاسخ استرس را در بدن كاهش ميدهد. نظريه ديگر اين است كه معنويت بر عملكرد سيستم ايمني تاثير ميگذارد.
عالم بعد از مرگ
After life
در روایـــات مختلف درباره این موضوع بحثهای فــراوانی وجـــــود دارد و از اهم آنها میتوان دریـــــافت که مــرگ انسانها بر اساس میزان ایمان و کفــرشــان باهم تفاوت دارد درهنگام مرگ انســــان تحت فــشـــار روحی قــرار می گـیرد زیــرا از یکطرف دوری از خانواده،مال و دنیــایی که در آن زندگی کرده و از طـرفی دیــگر عدم آگـــاهی از جهــانی که پیــش رویش دارد در هــنگام احـتضـــار شـیطــان هــم چیزهایی را که انســـان دوســت می دارد مقابل چشمانش می اورد و باعث میشود انسان نتواند تـلقینش را خوب بجا آوردو از روایــات چنــین مــشـهود اسـت که در هنگام مــــرگ حـضــرت مــحـمــد(ص)و حضــرت علی (ع) بــر بالین مومن ظاهر شده و او را به بهشت بشارت میدهند. در هنگام مرگ عــــزرائیل با تــــوجه به درون خود انسان بر اوظاهر میــشود هر قدر میزان شرک و کفرانسان بالاتر باشد تجلی فرشته مرگ بر او باصورتی بسیار زشت خواهد بود و اگر ایمـــان فــــرد در درجه بالاتری باشد شکل او بسیــار زیبا وروحانی خواهد بود در اینجا داســــتانی برایتان نقل میکنیم:
«حضرت ابراهیم(ع) روزی شـــخصی را دید و از او پــــرســـــید تـــوکیـــستی؟ او گفت:عزرائیل هســتم. ابراهیم گفت:از تو می خــواهم خودت را بــه آن صورتی که مومنـــان را قــبض روح می کـنی،به من بنمایانی. ابراهیم به دستور او،روی خود را بر گـــردانید و ســپــس بـــه او نـگــاه کرد.جـــوانی بسیارزیبا و خوشرو و شاد دید،گفت:اگــر مـــومن پـــس از مــــــرگ چیزی(پاداشی)غیر از ایــن چــهره زیبــا نبیند،همین دیـدار برای او کــافی است،و پاداش خوبی برای کارهای نیکش خواهد بود.ســپس ابـــراهیم(ع)بــه عـــزرائـــیل گفت:اگــر میتوانی خودت را در آن چهره ای که گــمراهان را بــا آن قــــبـض روح میکنی به من بنمایان.عـزرائیل گــفت:ای ابــراهیم!تــو طاقت دیـــدن آن چـــهره را نـــــداری ابـــراهیم(ع) خـــواسته اش را تـکــرار کرد.عــــزرائیل گــــفــــت :روی خــــود را بگـــردان،ابـراهیم(ع)روی خود را گردانید و سپس به او نگاه کـــرد،دیـــد مردی سیاه که مـــوهای بــــدنش راست شده وبسیار بوی بد دارد و از سوراخهای بینی او دود و آتش بـــیرون می آید،حضرت ابــــراهــیم(ع) نتوانــست آن چــهـــــره را مشاهده کند بر اثـر شـــدت ناراحتی بیهوش شـد، وقتی که به هوش آمد،عــزرائیل را به صورت اول دیــــد به او فرمود:ای فرشته مـرگ اگر انســـان گنــهکار جـــز دیــــدن همــین چهره،کیفر دیگری نــبیند،همــین نگاه برای عــــذاب و کیــــفر او کفایت می کند
گزیده هایی از سخنان گهربار حضرت علی (ع)
هرگاه کسی را بخشیدی از کرده ی خود پشیمان مشو
وهرگاه کسی را عقوبت کردی از کرده ی خود شادمان مباش.
هرگز بــه آشکار کردن خشمی مشتاب که تو را از آن امکان رهـایی نیست و مگوی که مرا بر شما امیــر ساخته اند و باید فرمان من اطاعت شود زیـــرا چنین فکری سبب فساد دل و سستی دین میشود وقصد معرفی این قرار میگیری که نعمتهای الهی از دست برود.
هرگاه از سلطه و قـــدرتی که در آن قرار داری در تــو غــروری پـدیـــد آمده به عــظـمـــت فرمانروایی خـــداونــد بنگر که بــرتـر از توست و بر کارهایی توانــاســت که تو را بر آنها توانایی نیست.
بسمه تعالی
خـــواهــمــت گـــــویم زفــــرزند بــشر
عـــاشـــق حــق و هم آغـــوش خـــطـر
عـــاشــقی از فــــرش تا عـرش خــــدا
خـــــــانـــه زادی از عــلی مــصـطفـــا
آنــکــه او دلـــــــداده مــــولا بــــــــود
صــــــاحــــب آن قـــامت رعنـــا بـــود
او شـــه کــرب و بلا مـــــولا حســیــن
از غمش هــر دم بــگرید هر دو عیــن
گوش کن حــرف مـــن بــی چـیـــــز را
دان بــخـفــتــه در رهــش هر چــیز را
گر کنی جــــان را فــدایش هم کم است
چونکه او شــهــزاده ی مولایم اســـت
او شــفــاعــت گـــر بــدان روز جــــزا
جـانم و روحــم به یک مـویــش فــــدا
ای حسین اینجا دل و جــان می دهـنـد
عـاشقـــانت جـــان فــراوان میــدهــند
ایـــن همه دل را بــه یـغمـــــا برده ای
بنگر ایــــن جـــا بر دل افـــسـر ده ای
مـا مـــطیع راه حــضــرت بــــو ده ایم
ســـفره دل را بــــدو بــگــــشــوده ایم
بــــنـگری گــــر بـــر دل بیمـــار مــــا
بــیمه خـــواهی کـــرد حـــال زار مـــا
مـــــا گنه کــــاران گـــریــــان آمـــدیم
از بـــرای بــخـشـــش جـــان آمــــدیم
گر گــذاری بــــوســـه بر پــایــت کنـم
زیر پـــایــت جـــان به قــربـــانـت کنم
پس ســلامم زان بـه روی مــصطــفـا
همه بــر او هــم بــر هــمه آل عــبـــا
شعر از: مجتبی تعطف طولی